برچسب:
نویسنده: کیانوش توکلی
بخواهی دستش را بگیری و ببری میدون شعاع. آنجا که به خیالت دنیا تمام شده بود و آی خیال متلاتم دیروز؛ خوبیم با احتمال روزهای بهتر پیش رو. از مرگ برگشت، تا عاشقش شوم. از لَختی دو دنیای تنهای موازی، به هم در تنیدن رسید -شاید- تا پررنگ تر، خوب تر. زنده تر.
برچسب:
نویسنده: کیانوش توکلی
برچسب:
نویسنده: کیانوش توکلی
برچسب: گفتی برایم بنویس,
نویسنده: کیانوش توکلی
از پنجره، دیوار دارم. یه دیوار بلند و بی پنجره. پشت یک ساختمان بلند تری. عادت دارم اما. تهران را با پنجره های کور تجربه کردم. رنگ هاش فرق داره تو شب. پاییناش کبوده، وسطش روشن تر میشه و بالاهاش به صورتی گل بهی می زنه. ذهن تصویرگری دارم. نشستم تو کروکی قرمز، تو یه خیابون کویری یه جایی تو آمریکا. جاده تا دور دست پیدا و کنارم نشستی. اوآسیس با هندزفری به ساعت چاهار نیمه شب. فریاد.
برچسب:
نویسنده: کیانوش توکلی
برچسب:
نویسنده: کیانوش توکلی
برچسب: راضی نبودن به انگلیسی,راضی نبودن زن به طلاق,
نویسنده: کیانوش توکلی